2777
2789
عنوان

کوچه💫

35 بازدید | 0 پست

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم


همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم


شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم


 شدم آن عاشق دیوانه که بودم


در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید


باغ صد خاطره خندید


عطر صد خاطره پیچید


یادم اید که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم


پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم


ساعتی بر لب آن جوی نشستیم


تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت


من همه محو تماشای نگاهت


شب و صحرا و گل و سنگ


همه دلداده به آواز شباهنگ


یادم آید تو به من گفتی :


از این عشق حذز کن!


لحظه ای چند بر این آب نظر کن


آب آیینه عشق گذران است


تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است


باش فردا که دلت باد گران است!


تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن


با تو گفتم حذر از عشق ندانم


سفر از پیش تو هرگز نتوانم


نتوانم


روز اول که دل من به تمنای تو پر زد


چون کبوتر لب بام تو نشستم


تو به من سنگ زدی


من نه رمیدم نه گسستم


باز گفتم که تو صیادی و من آهوی دشتم


تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم


"حذر از عشق؟" ندانم


نتوانم


اشکی از شاخه فرو ریخت


مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت....


اشک در چشم تو لرزید


ماه بر عشق تو خندید


یادم آید که دگر از تو جوابی نشنیدم


پای در دامن اندوه کشیم


نگسستم نرمیدم


رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم


نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم


نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم....


بی تو اما


   به چه حالی من از آن


کوچه گذشتم


ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز