سلام خانمها پدر و مادرم بهم یه خونه داده بودن ما به خاطر کار شوهرم اومده بودیم قم زندگی کنیم فروختیم که قم خونه بخریم متاسفانه همه سنداش مشکل داشت مجبور شدیم محل خودم که محل پدرمم میشه یه زمین گرفتیم میخواستیم بسازیم که رهن خونه های اینجا افتضاحه واقعا موندیم پدرم گفت من زمین رو میفروشم براتون خونه طبقه بالای خودم رو میسازم متاسفانه هنوز مشتری نیومد اجاره های قم هم سرسام آوره من به پدرم گفتم فروختی سیصد تومن به ما بده برای رهن از اون طرف وام روستایی میگیرم قسطشو خودمون میدیم پدرمم مشکلی نداشت تا اینکه ییلاق شوهرعمه شوهرم میخواستیم بریم پدر مادرمم اومدن از اون موقع مادرم میگه صد متر ییلاق زمین بگیریم بازم برای شماهه دیشب میگه بابا میگه بزارین من صد متر ییلاق زمین بگیرم بقیه رو خونه میسازم و وام روستایی میگیرم خودم نیاز ببینم کمک میکنم نمیخوام این پول باد بره اینا اسیر بشن خودم نیاز ببینم کمک میکنم من یه کم ناراحت شدم حق ندارم ناراحت بشم