دستش چروکیده شده
پول بازوهاش انگار خونی در ر جریان نیست اینقدر خشک و چین افتاده
پشت پلک هاش پر از چین هست
مادرم زندگی نکرد ، همش رو خرج بچه هاش کرد
از لباس و زیبایی خودش گذشت و برا ما گذاشت
هر روز دارم منم باهاش شکسته تر میشم
موقعی میبینم مادرم داره کم کم پیر میشه😭
تو عمرش یه مسافرت نرفت
همش میگه شما واجب تر هستید
کاش بتونم لطفش رو جبران کنم