خوض در باطل. و مراد از آن، حکایت کردن در معصیتها و فجور است. مثل حکایت افعال زنان فاحشه، و مجالس شراب، و رفتار اهل فسق و فجور، و کیفیت اسراف اهل اسراف، و تکبر و کبر پادشاهان، و عادت بد ایشان
، و حکایت بدعتهای اهل بدعت و مذهبهای فاسده، و امثال اینها.
و چون انواع باطل و معاصی بی حد و حصر است، ذکر آنها نیز بی نهایت است. و کم کلامی است که چون در آن گشوده شد منتهی به یکی از اینها نشود. پس خلاصی از اینها نیست مگر به اینکه آدمی اقتصار کند بر قدر ضرورت از امور مهمه دین و دنیای خود.
از حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله مروی است که: «بزرگترین مردم از حیثیت گناه در روز قیامت، کسی است که: بیشتر نقل باطل و حکایات معاصی را کند». [۱]
و اشاره به این است قول خدای - تعالی -:
«و کنا نخوض مع الخائضین»
یعنی: «بودیم ما که فرو میرفتیم در باطل، با کسانی که فرو میرفتند». [۲]
از سلمان فارسی - رضی الله عنه - ماثور است که: «بیشتر از همه مردم از حیثیت گناهان، کسی است که: کلام او در معصیت خدا بیشتر باشد». [۳]
مردی بود از انصار که به مجلس آنان که ذکر معاصی را میکردند میگذشت و می گفت: «وضو بگیرید که بعضی از چیزهائی را که شما میگویید از حدث (بی وضویی) بدتر است». [۴]
و خوض در باطل، - همچنان که مذکور شد - نقل کردن گناهانی است که گذشته است، به محض خواهش نفس، بی آنکه ضرورتی باعث نقل آن باشد. پس این، غیر از غیبت و سخن چینی، و سوای فحش و دشنام و امثال اینها است.
[۱]: ۸۱. محجة البیضاء، ج ۵، ص ۲۰۷. و احیاء العلوم، ج ۳، ص ۱۰۰.
[۲]: ۸۲. محجة البیضاء، ج ۵، ص ۲۰۷. و احیاء العلوم، ج ۳، ص ۱۰۰.
[۳]: ۸۳. محجة البیضاء، ج ۵، ص ۲۰۷. و احیاء العلوم، ج ۳، ص ۱۰۰
[۴]: ۸۴. محجة البیضاء، ج ۵، ص ۲۰۰، (با اندک تفاوتی).