2777
2789
عنوان

درد و دل

165 بازدید | 10 پست

خیلی احساس بدی دارم از وقتی عروسی کردم شوهرم بخاطر کار مجبور بود بره شهرستان و از هم دور بودیم مثلا خواستیم ازدواج کنیم از تنهایی دربیایم حالا بهم وابسته شدیم علاوه بر تنهایی باید درد دوری بکشیم 

چند ماه پیش یکی از دوستاش گفت بیا شهر خودتون برات کار جور کنم اومد هیچی نشد حالا مجبوره دوباره برگرده شهرستان، از این احساس متنفرم مخصوصا روزی که میره 

خیلی دعا کردم بی فایده بود انگار خدا وقتی واسه شنیدن دعاهام نداره 

كاش شوهر من بره خارج ولي فقط بره

مثل كنه چسبيده

الان يكماهه خونه ست

کاربر عزیز اگه ناراحت میشی رپلایت کنم رپلای دونتو ببند....  یا یه گوشه تو امضات بنویس رپلای نکنین 😵😵😵.   فک میکنی خیلی شاخی رپلایت میکنی بعد میگی باشما نبودم         نخیر نظر دادی باید جواب بشنوی دیر اومدی نخوا زود بری😵شاید برا همین کاراته که اینجایی

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108