نامزد داداشم خیلی داداشمو اذیت کرد
خونه تازه ساخت و کلید نخورده داداشمو گفت کناف قدیمی شده لاین نوری میخوام کابینت هارو گفت قدیمی شده مدل جدید بزنیم
کلی اضافه خرج درآورد
این وسط هم عید اولی نیم ست گرفت بابام
من انگشتر ۶ گرمی گرفتم
مامانم و داداشم پول روهم گذاشتن ۳ تا النگو بردن سنگین و کار شده اماراتی بردیم
باز این وسط کل جهاز رو هم ما خریدیم خانواده دختر گفتن ما نداریم تیکه تیکه خریدیم من چند تا تیکه خریدم گفتم به داداشم فشار نیاد
خانواده دختره گفتن بزنید اسم ما لیست بنویسید اسم ما بگیم خودمون خریدیم به فامیل
دیگه سر اون قهر کردن عروسی بهم خورد یعنی خود دختره بهم زد
الان پشیمون شده میاد میگه تو بگو به داداشت بگو پشیمونم فلان منم اوایل دلم میسوخت براش ولی الان میبینم هیچ تغییری نکرده همچنان میخواد با سلیطه بازی پیش ببره کارارو الان هم منو مقصر میدونه چرا با داداشت حرف نمیزنی راضیش کنی