2821
2789
عنوان

خسته ام خیلی

119 بازدید | 10 پست

من خیلی اداقوی هارودرمیارم هه محکمم 

ولی وقتی یادگذشته میفتم کمرم خم میشه

هه میگم به کدام مجازات همسرم له ام کرد

میگم همه مادرا مثل منن برابچه هاشون به پاشوهرشون بیفنن تاطلاقشون نده به چه جرمی هیچی

حتی دلم نمیخوادنگاش کنم حتی دلم نمیخوادباهاش هم صحبت شم

من فقط سی سالمه ولی تودلم هیچ جا بدون شکستگی نیست

خدایا خودت کمکم کن خودت به قلبم صبربده

باخودم عهد کردم پسرکوچیکم بزرگ شد شب عروسیش که رفت

منم باروبندیلموجمع کنم برم خونه بابام دلم ارامش خونه بابامومیخواد

برام دعاکنید رسالت مادربودنموتموم کنم

منم همینطور عزیزم . عهد بستم با خودم پسرم بزرگ بشه خودش گلیمش رو از اب بیرون بکشه بعدش برم . از این قفس فرار کنم 

(۱۸ کیلو اضافه وزن)⭐ ✅وزن اولیه :۶۸/۸۰۰ 💥هدف :۵۰ (اولین هدف :۶۸✅) (دومین هدف:۶۶✅) (سومین هدف:۶۴)

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

یعنی می تونیم .جونیمون حیف شد

تونستن که میشه اما چه فایده که جوونی بر باد رفته . همین الانم دیگ احساس جوون بودن ندارم راستش 

(۱۸ کیلو اضافه وزن)⭐ ✅وزن اولیه :۶۸/۸۰۰ 💥هدف :۵۰ (اولین هدف :۶۸✅) (دومین هدف:۶۶✅) (سومین هدف:۶۴)

تونستن که میشه اما چه فایده که جوونی بر باد رفته . همین الانم دیگ احساس جوون بودن ندارم راستش

منم هیچ‌حسی ندارم هیچ .نه ناراحتم نه خوشحال .دیدی پیرا میخوان زندگیشون بگذره فقط تا مردنشون مثل اون مریض که ناامید منتظرمرگ

منم فقط منتظرم بچه هام بزرگ شن

منم هیچ‌حسی ندارم هیچ .نه ناراحتم نه خوشحال .دیدی پیرا میخوان زندگیشون بگذره فقط تا مردنشون مثل اون ...

با خدا صحبت کن . درد و دل کن باهاش . که حداقل از تلنبار غصه بدبخت نشیم از این شوهرا که برا ما همدم در نیومد 

(۱۸ کیلو اضافه وزن)⭐ ✅وزن اولیه :۶۸/۸۰۰ 💥هدف :۵۰ (اولین هدف :۶۸✅) (دومین هدف:۶۶✅) (سومین هدف:۶۴)

مادر بودن سخته ولی به اینم فکر کن تو یه بار زندگی میکنی نمیتونی بچتو بگیری؟به هر حال امیدوارم برات ب ...

نه دوتا میدادبه خودم

ولی نمیتونستم از پس وظایفشون بربیام

نمیتونستم حسرت پدرداشتن توچشمشون ببینم 

نمی تونستم ببینم پدرشون ازدواج کنه خانواده تشکیل بده بچه های من توحسرتشون


نه دوتا میدادبه خودمولی نمیتونستم از پس وظایفشون بربیامنمیتونستم حسرت پدرداشتن توچشمشون ببینم نمی تو ...

من بودم هر دو رو میگرفتم و می رفتم 

ولی درک میکنم شرایطت متفاوته 

امیدوارم حداقل از پدری که میگی براشون واقعا پدری کنه ❤️‍🩹

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792