من خود بلای خویشم از خود کجا گریزم 💔 به جرم دوست داشتنت تنهایی عمیقی را به دوش میکشم آقای من، بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مولا جان💚 غروب غم انگیز تهران روز۱۴ تیر ۱۴۰۵ هیچ وقت فراموش نمیکنم😭🖤🚫 درخواست دوستی پذیرفته نمیشه🚫
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
بدون تعارف بگم عمر چندانی نمیکنه پلاکت خونش میاد پایین افت فشار میگیره مدام خونریزی خصوصا از بینی داره وزن زیاد کم میکنه بی انرژی میشه و با هر شیمی درمانی به مرگ نزدیک تر
خوشبحال مردها دلشان که بگیرد سیگار میکشند..هرزمانی هم که باشد بدون ترس ودلهره،به دل خیابان میزنند،حتی اگرشد وسایل دم دستشان رامیشکنند،اما ما زن ها چه؟؟؟نه خیابان برای دلتنگی هایمان امن است،نه سیگار با طبع لطیفمان سازگار...نه دل شکستن ظرف ها راداریم...مازن ها که دلمان میگیرد...زورمان به موهایمان میرسد...به ناخن هایمان میرسد...به بغضمان میرسد...ما زن ها درمواقع دلتنگی خیلی قوی که باشیم نهایت درگوشه ای مچاله میشویم وبی صدا میمیریم..
یک سلول تو خونش جهش پیدا کرده بیش از اندازه تقسیم میشه و سلول های خون اطراف رو هم میکشه و تبدیل میکنه به عفونت و در مراحل پیشرفته این سلولا میرن میچسبن به بافتای بدن و تبدیل میشن به تومور و همینطور هم کارکرد بدن رو مختل میکنن هم اصلا اون قسمت رو انگار میخورن و تبدیل میکنن به عفونت یکی دو تا تومور هم نه خیلی زیاد میشن