یادمه دقیقا سال پیش همین موقع حرم بودم
روزای عجیبی بود و پر از شکست و گریه🥲
رفتم گفتم باباجان تنهام آدمی نیست دستمو بگیره تو واسطه بین من و خدا شو تو دستم رو بگیر
کمتر از آهو که نیستم🥺
به خدا قسم زندگیمو ساخت
سر یکسال جوری دستمو گرفت و بلندم کرد هنوزم در تعجبم
الانم گفتم بابا خودت دوتایی دعوتمون کن بیام🥰
میدونم که نهایت تا یکسال آینده من و اون دوتایی میریم پیش شاه خراسان میدونم که امام رضا دست رد نمیزنه