۲۷ سالمه و عقد هستم.۸ سال با همسرم عقد و دوست بودیم نذاشتم تا عروسی دست بهم بزنه.ارشد دارم کلی درس خوندم سرم ب کار خودم بوده اما نه خانوادم برام ارزش میذارن نه همسرم.
زن داداشم از من ۴ سال کوچیک تره و قبل عقدش رابطه کامل با داداشم داشته و هیچ کدومشون هم درس نخوندن.اما ارزش و احترام هردوشون از ما بیشتره پیش خانوادم.
من همیشه خواستم مامان بابام ازم راضی باشن و همین باعث شده همونا همیشه هرچی خواستن بهم بگن
شدم یه ادم افسرده که روزام نمیگذره.
همسرم شرایط خونه گرفتن داره ولی نمیگیره میگه باید سربازیم تموم شه