سلام بعد بعد اون کابینته دو تا خواستگار پیشنهادی تو یک روز بهم اومد
قصد ازدداج داشتم اونم با مرد مطلقه
یکیشون شهر دیگه بود ماشین سنگین داشت
بعد اون یکی ک شوهر بنده هست خرید فروش خودروـ
من انتخابم فقد واس اولی بود چون بچه داشت خیلی خیلی دوست داشتم ب اون مرد بله بگم
اون فقد پولداد بود واسه تحقیق چیز های خوبی از اخلاقش نشنیدیم
در اخر هردو فشار اورده بودن اولی رو رد کردم
هی شمارمو پیخاستن صحبت کنیم
با اجازع خانواده و زن عموم اوردن وسط دوماه طول کشید شمارم رو گرفت و هم صحبت شدیم
دیدم خیلی خاکیه خیلی
اون کابینت سازع تقریبا یک هفته قبل عقدم پیام داد بعش گفتم لطفا پیام نزار آبرو دارم
البته کابینت سازع از حجابم خوشش اومده بود خیلی بد ریخت زشت بود نمیدونم اخر قصدش چی بود
اصلا من هیچ گاه مردی شمارپو نداشته بود توعمرم از من خوشش اومده بود ب صاحب کارم گفته بود و شمارم گرفته بود