والا ترس ک نداره اما خب پنهان میکنه تمام سعیش رو میکنه مد نفهمم وقتی هم میفهمم گریه زاری میکنم درجا دعوام میکنه سرم داد میزنه و میگه نمیخوامت برو خونه بابات ازت خوشم نمیاد بخاطر بچه دارم تحملت میکنم که بچه آواره نشه
شبو روز حرف طلاق میزنه
منم خدایی دارم البته کم سرش نمیاد و اومده ضرر مالی منظورمه اما بهم علاقه نداره و خوشش نمیاد بهم نزدیک بشه دست از خیانت برنمیداره چون علنا اعلام کرده منو نمیخواد
البته مدت زیادی بود که چیزی ازش ندیده بودم آخرین خیانت جنسیش تابستون ۴۰۳ بود و دیگه کاری نکرده چون مقدار خیلی زیادی پول از دست داده و مدتیه درگیری فکری داره و دادگاه و کلانتری و ...
اما امروز دیدم از در ک اومد ریشاشو زده بود اما ماشین ریش تراش داره محل کارش بعضی وقتا اونجا صورتشو اصلاح میکنه اولش گفتم شاید اونجا ریشاشو زده
و کلا آدم تمیزیه از باشگاه میاد معمولا میره حموم
اما چن روزی هست به شدت درگیری فکری داره و سر کارش شلوغه حموم نمیره زیاد ولی امروز مرتب بود صورتش گفتم حتما باز داره خیانت میکنه و حموم رفته خونه اون زنه
ولی موهاش چرب بود ولی مرتب
😖😖😖😖 دارم دیوونه میشم هزارتا فکر تو سرمه
بعد گفتم نمیری یه دوش بگیرید دوبار گفتم گفت نه تو مغازه سیم شلوغه باید برم رفت لباس جدید پوشیدو رفت
ببخشید وراجی کردم
اصلا مشکوک نبوده این مدت چون به شدت سرش شلوغه و درگیری فکری داره