هربار میگین چرا به حرفای خانواده شوهرت اهمیت میدی ول کن اینقدر تو ذهنت مهمشون نکن باز چند ساعت میگذره به خودم میگم دیدی چیا گفت؟دیدی به خانوادت توهین کرد؟ دیدی بهم هر حرفی رو زد آخرشم تا اومدی جواب بدی خودشو زد به مظلومیت و ناله و نفرین دیدی آخرشم اون حالش خوبه فقط تو هم اعصابتو خورد کردی هم آدم بده شدی تنها شدی
دیدی بقیه هم حرفاشو میشنون نزدیکت نمیشن
بخدا اگه پدر مادر داشتم برام مهم نبودا
ولی هیییچ کسیو ندارم همه دلخوشیم این بود خانواده شوهر خوبی دارم اونم از فردای عقد شروع کردن
خواهر شوهرمم ۲،۳ بار خییییلی حرفا بهم زد و آتیش میگیرم وقتی یادش میوفتم آخرم وقتی به بقیه گفتم گفت دروغ میگه و خودمو بچمو نفرین کرد