جهیزیه نگرفتم از همون اول نامزدی پولشو گرفتم گذاشتیم بانک مسکن، بعد یه سال بهمون وام دادن ، یه وام دیگه هم گرفتیم ، خونه رو هم رهن دادیم خلاصه با همه اینا یه ۵۰ متری خریدیم
خودمونم مامانم طلاهاشو فروخت قرض داد بهمون رفتیم مرکز شهر که ارزونتره یه جا رهن کردیم تو ماه فقط ۵۰ تومن برامون می موند! یادش بخیر واقعا سخت بود اما خوشحالم که جز خانواده خودم شرمنده کسی نیستم همیشه هم به جون بابا و مامانم دعا می کنم واقعا اول خدا بعد اگه اونا نبودن هنوز که هنوزه مستاجر بودم