اقا من دیروز با جاریم داشتم حرف میزدم بهش گفتم الان بری پولاتو بدی طلا یعنی حرومه گرمی 10 میلیون مگ چ خبره
بعد امروز برادر شوهرم زنگ زد ک یکی از فامیلامون طلاشو میخواد بفروشه بدونه بهره و دست مزد ی ملیون ب پایینش
بعد مادرشوهرم گف میخرین شما منم گفتم بزار زنگ بزنم ب شوهر ببینم چی میگ بعد اونم گف اره بگو بیاره میخوام
بعد زنگ زدمادرشوهرم گف من نمیخوام ولی برادرت میخواد رف بعد چند ثانیه زنگ زد ک مگ فلانی( اسم منو میگه)
نمیگف پولامو ب طلا نمیدم حرومه هاهاهاها میخندید منم گفتم این حرفای تو نیس ...
ب مادرشوهرم گفتم ببین چ قدر حسود جاری جان حرف های منو ب خودش درد کرده اینو هم بگم من فقط حرفامو ب جاریم زده بودم برادرشوهرم اونجا نبود
خیلی ناراحت شدم شما بودین چی میگفتین