2777
2789
عنوان

سنجاق گیسو

21 بازدید | 0 پست

نشسته در حیاط و ظرف چینی روی زانویش

اناری بر لبش گل کرده سنجاقی به گیسویش


قناری‌های این اطراف را بی بال و پر کرده

صدای نازک برخورد چینی با النگویش


مضاعف می‌کند زیبایی اش را گوشوار آن سان

که در باغی درختی مهربان را آلبالویش


کسوف ماه رخ داده ست یا بالا بلای من

به روی چهره پاشیده است از ابریشم مویش؟


اگر پیچ امین الدوله بودم می‌توانستم

کمی از ساقه‌هایم را ببندم دور بازویش


تو را از من جدا کردند هر باری به ترفندی

یکی با خنده تلخش یکی با برق چاقویش


قضاوت می‌کند تاریخ بین خان ده با من

که از من شعر می‌ماند و از او باغ گردویش


رعیت زاده بودم دخترش را خان نداد و من

هزاران زخم در دل داشتم این زخم هم رویش


حامدعسگری

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792