با دوستش رفتن کافه و میگه چادرامونو برداشتیم اونجا از سرمون و دیدن ک نگهبان دانشگاه اومده از اونجا رد شده و نگاه کرده اینارو حالا مطمعن نیستن ک اونه ولی میگه خیلی شبیهش بوده احتمال داره اخراج بشه
یکنفر. دخترخالم رو گزارش کرده بود که ناخون میکاره.. از دانشگاه گفت چند نفر مثل اتاق مصاحبه منو خواستن و منم باهاشون صحبت کردم در نتیجه گفتن یک تعهد بده و تموم شد .... یک آقا هم که استاد بود میگفت اخراج نمیکنن اما هرچند وقت یکبار اخطار میدن که اشتباه رو تکرار نکنن
کاش میتوانستم به زمان تو سفر کنم .. دوباره خندیدنت را ببینم .. بهت میگفتم نگران نباش این حادثه تلخ زندگیت یک روزی فراموش میشه ...ناراحت و غمگین نباش گرچه بزرگ بشی زخم قلبت خوب نمیشه اما وقتی بزرگ بشی حالت خوب میشه ... 💔
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
اره ماام ی معلم داشتیم دقیقا شبیه تینجرا لباس میپوشید همونقدر لش و کوتاه و بچگونهینی سالی ۱۰ بار میب ...
تا وقتی سیاسی نباشی کاری ندارن
کاش میتوانستم به زمان تو سفر کنم .. دوباره خندیدنت را ببینم .. بهت میگفتم نگران نباش این حادثه تلخ زندگیت یک روزی فراموش میشه ...ناراحت و غمگین نباش گرچه بزرگ بشی زخم قلبت خوب نمیشه اما وقتی بزرگ بشی حالت خوب میشه ... 💔