من نزدیک ۳۰سالمه داداشمم پنج شیش سال ازم کوچبکتره
طفلک مجردم هس بادیدن شرایط ایناداغون شده
مامانم تو۵۰سالگی میگه طلاق میخواد
که البته حق داره پدرم بهش خیانت کرده
ولی مامانم انکار مسخ شده یه حرفایی میزنه ویه کارایی میکنه که هیچ فکری پشتش نیست
دلم داره میترکه ازغصه
ازغصه بابام مامانم داداشم
خودم
خسته شدم ازین زندگی