دانشجو هستش میگم درستو که تا ۲سال دیگه تموم کردی بیا نامزدی کنیم تا یک سال بعدم عقد تا بخوان وام ازدواج بدن که خیلی اونم دوسالی میگذره بعد عروسی.
میگه تو بچگونه فکر میکنی تمام هرینه های از خاستگاری تا عروسی و بعدشم خونه و زندگی میاره که من اینطوری نمیتونم پا پیش بزارم جلو تازه بعد دانشگاه میخوام برم سربازی
میگم خب باشه بیا تموم کنیم من که نمیتونم اینطوری هی بمونم تا سالیان سال میگه عع چون پول ندارم و میگم فعلا نمیتونم بیام جلو میخوای ولم کنی و....
نمیفهمم واقعا چیکار کنم میترسم بهترین سال های عمرمو بزارم و بعد ولم کنه و یا اخرش نشه و از همین الان باید بفکر باشم