دختر عمم خیلی رو شوهرش کار کرده . شوهرش مثل موم تو دستاشه . اختیار دست دختر عممه و بعد عروسی که کار پسره بهتر شد همه چیز براش فراهم کرد. خیلی زرنگه و زبون داره . همه کاری از دستش بر میاد
انشالله بعد چند سال که از زندگی قشنگت گزشت و به گزشته برمیگردی و یاد این روزها میفتی و به قشنگی خاطراتی که برات اتفاق افتاده فکر میکنی ی حال خوبی بهت دست میده که نگو درست مثل خودم که الان دارم به شما میگم یاد خاطرات خوب خودم درست در همین زمانی که شما درش قرار داری میفتم و میبینم چه روزهای خوبی بود ب دوز از مشکلات ریز و درشت زندگی ولی اینو بدون بهترین دوران رو داری سپری میکنی