چند روزه سر ی بحث الکی باهام قهر بود منم مسافرت بودم با خانوادم مسافرت ک چ عرض کنم رفتیم خونه خواهرم یکی دو روز موندیم ی شهر دیگه اس اقام با ما ک اصلا جایی نمیاد بعد ک داشتم بر میگشتم تو راه بحثمون شد ی بحث کوچیک من شبش بهش زنگ زدم ک بیاد خونه بابام دنبالم بریم خونمون جوابمو نداد تا دو روز موندم خونه بابام هعی زنگ زدم پیام دادم جوابمو نداد
خودم امروز اومدم خونه خودمون شام درست کردم اومد خورد و الان خوابیده بود تو حال منم گفتم سردشع بیدارش مردم بیا تو اتاق بخواب مریض میشی شروع کرد دادو بیداد منم گفتم این رفتارت ینی چی اخه بازم داد میزد عربده میکشید فحش میداد با مشت کوبید تو پام هنوز درد میکنه خدا منو بکشه این اشغال منو دیونه کرده😭😭گفتم مامانم فردا زنگ بزنه بهش تکلیفمونو روشن کنه ببینم چ مرگشه پرو سده فک میکنه من بی خانوادم رفیق بازه اصن وضعش داغونه بخداااا گاهی ام انقد باهام خوبه ک برای اینه دل نمیکنم برم چون عشق اولم بوده دوسش داشتم بارها کبودم کرده من بخشیدمش 😭😭سنمم کمه ۱۸ سالمع
دارم دیونه میشم بخدا چند وقت پیش رفتم ک دیگ نیام طلاق بگیرم بعد ده روز اومد خرم کرد لعنت ب من 😭😭😭
الانم حس میکنم برم دلم برا خونم تنگ بشه نتونم خونه بابام از ی طرفم اینجوری دارم نابود میشم دوس دارم خودمو بکشم😭😭😭باور کنید موهام همه سفید شده