سلام بچه ها یه موضوعی خیلی فکر منو درگیر کرده،پدر شوهرم چندین ساله که فوت شده،منو همسرم مستاجریم،سر مشکلات اقتصادی نتونستیم بچه هم داشته باشیم از خونه پدر شوهرم یه واحد مال مادر شوهرم هست یه واحد به مستاجر داده شده از اجاره اون بین پسرها تقسیم میشه من چندین بار به شوهرم گفتم بیاین سهم خودتونو بفروشین پولی دست بچه ها رو بگیره کمکی بهمون بشه زندگیمون یکم راحتتر بشه هر موقع گفتم یه جوابی شنیدم که نمیشه و خونه رانده خریدار نداره و اگر بفروشیم فردا گرونتر میشه ضرر میکنیمو از این جور حرفها،دیروز دوباره بهش گفتم خسته شدم از اینکه هیچ پیشرفتی نداریم اون خونه رو بفروشین برگشت گفت ما برادرها با هم تصمیم گرفتیم اون خونه تا مادرم زندست به نامش باشه و فروخته نشه بهش گفتم پس من چی?آینده من چی میشه؟من نباید یه امنیت مالی داشته باشم اومدو خدایی نکرده بعد از ۱۲۰ سال تو نبودی کی دست منو میگیره نه حقوقی نه بیمه ای نه آینده ای به نظر شما حرف من درسته یا شوهرم من که نگفتم واحدی که مادرش نشسته بفروشه من گفتم واحد متعلق به بچه ها،اصلا از اون مادر متنفر شدم که راضی نباشه تا زندست بچه هاش آسایش داشته باشن
من که نمیدونم هر خونه ای با خونه دیگه قیمتش فرق داره
منظورم اینه هرچقدر هم باشه خیلی دستتون نمیرسه چون تعداد خانواده همسرت گفتی زیادن بعدم دولت یه مقداری رو بر خودش برمیداره عملا اونقدر نمیشه که تو روش حساب کردی
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
من که نمیدونم هر خونه ای با خونه دیگه قیمتش فرق دارهمنظورم اینه هرچقدر هم باشه خیلی دستتون نمیرسه چ ...
حداقل یکو نیم بامون میرسه با پولی که خودمون میزارم دو خورده ای میشه باز زندگیمون راحتتر میشه به خدا خسته شدم از رکود فقط پانزده تومن اجاره میدیم هر ماه هیچ پیشرفتی نداریم وگرنه صدام درنمیومد