با نامزدم رفتیم خرید لباس های عروسی (عروسیم نزدیکه)
اون روز من خیلی خشحال بودم
ولی نامزدم برعکس من کلا اخماش روهم بود با عصبانیت حرف میزد و...
منم باهاش بحث کردم که چرا امروز اینجوری میکنی روزمونو خراب میکنی
(به جای اینکه اخماشو باز کنه ، بدتر عصبانی شد تقصیر من انداخت با دادو بیداد حرف میزد)
منم اومدم خونمون به خواهرش پیام دادم بیاین کنسل کنیم
داداشت چرا اینطوری کرد ، وقتی دعوا یا ، حتی بحثی بین ما پیش نیومده بود
امروز اخماش رو هم بود با عصبانیت دادو بیداد کرد
بیشتر من مقصر شدم که چرا گفتم بیاین کنسل کنیم
الانم بازم نامزدم حتی برای آشتی پیش قدم نشده
عروسیمون هم نزدیک و نزدیکر تر میشه
کمتر از یک هفته دیگه
هففف💔