شوهرم انگار شده یه آدم دیگه اصلا انگار نمیشناسمش.
قبلا میگفت باید بری دانشگاه، میگفت دلم نمیخاد پیش خانوادم زندگی کنم، میخام مستقل باشم، میگفت دلم میخاد تو بدون من از پس کارهات بر بیای و واقعا هم عمل کرد بهشون. میگفت خانواده هامون حق دخالت ندارن و...
الان یکی دوماهه کلا عوض شده، زندگیم رو ول کرده و داده دست خواهراش و مادرش، هر چی اونا بگن باید آقا گوش کنه و بیاد منو عذاب بده. میگه میخام برم پیش بابام اینا زندگی کنم، نمیخاد بری دانشگاه و....
به نظرتون عجیب نیس؟
الان چشه؟ یعنی 1 سال و نیم داشت نقش بازی میکرد؟