شوهرمم همینو میگه
اخه اون سری که جهاز بردم زنیکه سلیطه زد گلدونامو از پنجره انداخت بیرون
با اینکه شوهرم بهش گفته بود خانوادم بهش گفته بودن فلان تاریخ میخوایم جهاز رو بیاریم و قبول کرده بود بعد زد زیرش .
وقتی هم گفتیم خودت گفته بودی پسرت ازدواج کنه زن و جهیزیه ش رو اینجا میاره .
گفت من یه حرفی زدم الان پشیمون شدم دلم میخواد بزنم زیرش .
قانونی هم به نام منه هیچ کاری نمیتونید بکنید .
الان شوهرم میگه کلیدای اون خونه رو عوض میکنم که مامانم نتونه بره ، قرارداد ۹۹ ساله هم میبندم .
ولی من باز یه جوریم ، ترجیح میدم مستاجر بمونم ولی اونجا نرم .
اما شوهرم میگه حقشه و میگه اگه تو هم نیای خودم میرم تو اون خونه زیرانداز پهن میکنم زندگی میکنم