2777
2789
عنوان

🌱سعدی🌱

30 بازدید | 0 پست

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی ☘


که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی ☘


تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد☘


دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی ☘


چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن☘


تو چو روی باز کردی در ماجرا ببستی☘


نظری به دوستان کن که هزار بار از آن به ☘


که تحیتی نویسی و هدیتی فرستی☘


دل دردمند مارا که اسیر توست یارا☘ 


به وصال مرهمی نه چو به انتظار خستی ☘


نه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هیجا ☘


تو که قلب دوستان را به مفارقت شکستی☘


برو ای فقیه دانا به خدای بخش مارا☘


تو و زهد وپارسایی من و عاشقی و مستی☘


دل هوشمند باید که به دلبری سپاری ☘


که چو قبیله ایت باشد به از آن که خود پرستی ☘


چو زمام بخت و دولت نه به دست جهد باشد ☘


چه کندد اگر زبونی نکنند و زیر دستی ☘


گله از فراق یاران و جفای روز گاران ☘


نه طریق توست سعدی کم خویش و گیر و رستی ☘

اونجا که مولانا میگه:  نه تو آنی که همانی نه من آنم، که تو دانی..  آدم هارو قضاوت نکنیم:)️

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز