2777
2789

امروز بخاطر به هم خوردن هورمون هام خشم زیادی داشتم ...همه چیز دست به دست هم داده بود او عصبانیتی که نمی‌دونم چجوری یهو پیدا شد بیشتر بشه ... مادرم سرش شلوغ بود و من مجبور شدم همه کارهای خونه رو انجام بدم ... مامانم عذرخواهی کرد ... چند بار نفس عمیق کشیدم تا بتونم جلوی خشمم رو بگیرم ... نمی‌دونستم راهش چیه اما یکچیزی رو خوب می‌دونم نباید این خشم و روی کسی خالی کنم و دل کسی رو الکی بشکونم.... گریه ام گرفت و خالی شدم ... 

کاش ما خانم ها این مشکل رو نداشتیم این خود عذابه😑😑

کاش میتوانستم به زمان تو سفر کنم .. دوباره خندیدنت را ببینم .. بهت میگفتم نگران نباش این حادثه تلخ زندگیت یک روزی فراموش میشه ...ناراحت و غمگین نباش گرچه بزرگ بشی زخم قلبت خوب نمیشه اما وقتی بزرگ بشی حالت خوب میشه ... 💔

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

اینکه تصمیم گرفتم کنکور مجدد بدم .اما بخاطر افسردگی خوب نخمیخونم.شوهرمم گفت تو از پسش برنمیای ومنم نمیتونم حمایت مالی کنم ازت برای خرید کتاب تست و...

بغض حردم که حامی ندارم 

واینکه توانایی جسمی وروحیم پایینه که تو زندگی که دوسش ندارم موندم وروزبروز افسرده تر میشم

آقای حیایی شما راست گفتید......هر کی نردبون خودشو داره کاش ما هم نردیون خودمون پیدا کنیم...🙁برای حال دلم یه صلوات بفرست.

بزرگترین دردم تو سن۹ سالگیم بود ... یک عزیزی رو از دست دادم ... آخرین بار بغلش کردم هیچوقت یادم نمیره ... درد قفسه سینه ام گاهی طاقت فرساست

کاش میتوانستم به زمان تو سفر کنم .. دوباره خندیدنت را ببینم .. بهت میگفتم نگران نباش این حادثه تلخ زندگیت یک روزی فراموش میشه ...ناراحت و غمگین نباش گرچه بزرگ بشی زخم قلبت خوب نمیشه اما وقتی بزرگ بشی حالت خوب میشه ... 💔

بزرگترین غم و استرس من این که اگه این ماه هم مامان نشم 🧑🏼‍🦯

انقد بدی زیاد شده که اگه کسی بهمون بدی نکنه فکر میکنیم در حقمون خوبی کرده🧑🏼‍🦯شخصیت منو با برخوردم اشتباه نگیر… شخصیت من چیزیه که من هستم… اما برخورد من بستگی داره به اینکه تو چی باشی…️ 

اینکه تصمیم گرفتم کنکور مجدد بدم .اما بخاطر افسردگی خوب نخمیخونم.شوهرمم گفت تو از پسش برنمیای ومنم ن ...

تسلیم نشو . این باید برات بهترین انگیزه باشه که داری تو دنیایی زندگی میکنی که اگر نهایت تلاشت رو نکتی حتی عشقت هم ازت حمایت نمیکنه . اگر خانم دکتر بودی همین شوهرت به دروغ میگفت من حاضر بودم فرش خونه مونو بفروشم و برات کتاب بخرم که تو پیشرفتت کمکت کنم . دروغگوها رو بشناس و به خودت متکی باش . 

پسر من یک هفته است پیوند کبد شده 

بماند که چه شب و روزهای سختی رو گذروندم 

هنوز آی سی یو هست و باید باشه این هفته رو 

و هفته ها و ماه ها و سالهای سخت بعدی 

 و من یک مادری که از سی سالگیم تا الان که ۳۸ ساله هستم زندگی نکردم ، با بیماری پسرم منم مردم و البته بعد از اینم زنده نخواهم شد...یک مرده متحرکم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108