سلام دوستان.
لطفا کمک ام کنین.
مشکل من با حرف های مادر شوهرم هستش. خییییلی بلده چی بگه رگ مردهارو به دست بگیره.
داره باهات حرف میزنه،قربون صدقه میره و...بعد یهو یه چیز میگه که بهت برمیخوره یا توهین ویا کلا برداشت اشتباه خودش هست...اوایل میگفتم حاا یه چیزی گفت بیخیال...دیدم نه ادامه داره گفتم جواب بدم اما نمیزاره چیزی بگم ویا حرف ام رو قطع میکنه..از بس بلد اینکارو میکنه من میمونم...
همش میگه من رک ام...رک هستی به درک..همه میتونن رک باشن...والا به نظرم رک نیست پررویی میکنه...پیش شوهرم که کلا قربونم میره...
حالا موندم چیکارش کنم...تو عید رقتم شهرشون دق کردم تا برگشتم.روز 13 رفتم تو قیافه فک کردن همسرم کاری کرده به خودش شک نکرد 😠😠البته دیگه کلا محبت کردن تا مهربون شم.
دیواانه ام کردن بدم میاد از ادم های بی ملاحظه که هرچی میخوان میگن..بعد میگه من اصالت دارم.با اصل و نصب هست اما اخه اصل و نصب دار اینحوری حرف میزنه!!
البته اینو بگم که خواهراش و همسرم همش بهم میگن که زبونش تنده و این اخلاق اشه ته دلش هیچی نیست...از روز اول قبل هیچ برخوردی بهم گفتن.
حالا موندم با این ادم چیکار کنم.کم حرف های توهین امیز و یا به اصزلتح خودش رک بزنه.
من کلا ادم ارومی هستپ و اون لحظه نمیتونم جواب پیدا کنم