خیلی درد دارم درد بی توجه ایی و سردی پدرمو باید ببینم خیلیییی سرد باهام رفتار میکنه اینکاری هر کاری میکنم وظیفه ام هست مادرم قلبش رو عمل کرده غصه اینا به کنار خواهرام کوچین همش دعوا دارن مادر شوهرم همش تو زندگیم دخالت میکنه همسرم توجه اش حس میکنم کم شده همسر میره سرکار میاد میخوابه خسته شدم از خودم خودمم گذشته خوبی نداشتم دلم میخواد بمیرم 😭😭
فشار به قدری روم زیاده که اگه بگن بالا چشمت ابروعه فوری میزنم زیر گریه
راستش من همیشه غمگین بوده ام اين غمگینی را حتى در عكسهاى دوران كودكيم هم مى بينم، اين اندوه راء اين هميشه آشنا راء من همواره در خود داشته أم. اندوه چنان شباهتى به من دارد كه من توانم آن را به عنوان هويت بر خود نهم.