یعنی شوهر آدم اینجوری بگه من از غریبه و دشمن چ انتطاری دارم
دیشب جلو مامانم وقتی از موفقیت یکی حرف زد من گفتم خوش بحالش چقدر راحت و آسوده بخاطر پارتیش موفق شد اونوقت پن اینهمه تلاش و بیخوابی تو کارم شکست خوردم یهو همسرم گفت شاید اون دختره دلش پاکتره
منم شستمش گذاشتتمش کنار وای واقعا از دیشب جیگرم بحاطر طعنه اش آتیشه
هفته پیشم گفت تو چهار ساله داری رو این مورد کار میکنی موفق نشدی بازم شستمش ولی از تو داغونم
چرا اخه چرا هی میزنه تو سرم