2777
2789
عنوان

خانواده

70 بازدید | 8 پست

بابام و مامانم بخاطر مریضی بابام رفتن شهر دیگه زندگی کنن. خیلی به ما بچه ها گفتن یکی تون بیاد نزدیکم . به من گفت تو بیای خیالم راحت ه . حالم خوبه .. تنهام . خلاصه بعد از چند سال من و شوهرم آمدیم همین شهر انتقال. خواهرم تنها موند. طفلی غصه ی خواهرمم میخورم تنها موند . 

حالا بابام که من و خیلی قبول داشت . همه هم گفتن از تنهایی بابات درآمد خوبه شما هستید .

الان بعد از 9 ماه همه چی خوبه ها . ولی بابام رو من حساس شده .‌الکی ناراحت میشه . از حرفام منظور برمیداره . اگه میگم هر چی بابا بگه میگه تو مسخره می‌کنی . همه چی و به منظور برمیداره . میگه چراراینجور راه میری چرا اونجور. کلا رو من حساس رو به منفی شده . .خوشحال نمیشه از دیدنم . ولی با شوهر و پسرم خوبه . 

حالا به نظرتون کسی ذعامون نکرده ؟یا چشم بزنه . چکار کنم 

ی مدت نرو فاصله بگیر

دیشب بعد از سه رفتم گفتم همین کارو کنم حتی پسرمم نبردم . شش سالشه تو خونه تنها میزارمش . دیشب . اینقدر حواسم بود سکوت باشم چیزی نگم مهربانی کنم . مهمون های مامانم رفتن نشستم گفتم بچه ها مام کم کم بریم به شوهرم و پسرم گفتم . آومد بابام روبه رو وایستاد گفت این کلمه بچه هارو از دهنت بنداز بعد هم رفت . خندیدم شوهرم نفهمه ولی دلم باز بغض کرد . دیگه آمدم خونه . کلا رفتارم و همیشه نقد می‌کنه . من دختر پرشر و شورم . حتی رفتار های شخصی مو میگه نکن 

من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمی‌ها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبه‌های برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبه‌های برتر کشوره.

گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامان‌هایی بخوره که بچه‌شون کنکوریه 🌱

mehredu.com

تنها برو خونشون باهاش حرف بزن شاید متوجه نیست ناراحت میشی

یکی دوبار گفتم چرا اینحوری به من گیر میدید هرکار میکنم راضی نیستید دعوام کرد گفت خیلی پرو شدی مام بابا داشتیم حرف جلوش نمی‌زدیم 

اصلا نمی‌دونم چرا اینجوری شده ون اصلا اینجوری نبود اهل مشورت اهل احترام گذاشتن . همیشه از من تعریف میکرد دختر ارشدم مهربونی سفره ت پهن ه .الان برعکس شده 

یکی دوبار گفتم چرا اینحوری به من گیر میدید هرکار میکنم راضی نیستید دعوام کرد گفت خیلی پرو شدی مام با ...

بگو منکه بی اخترامی نکردم دلیل کارتو میپرسم من بخاطر شما اومدم اینحا اگه خیلی ناراحتید برمیگردم

بگو منکه بی اخترامی نکردم دلیل کارتو میپرسم من بخاطر شما اومدم اینحا اگه خیلی ناراحتید برمیگردم

نگا میگم روی کلمه م حساس شده . یک سری شوهرم هفته یک قبل میخواست بخوابه رکابی پوشید مثل همیشه . اونم فقط جلوی مامان و بابام هفت سال ها اینحوری بود . بعد قرار بود چند ساعت بعد داداشم اینا بیان . آمده تو اتاق به من یواشکی میگه به شوهرت بگو لباسشو عوض کنه . گفتم اون خودش می‌دونه کسی بیاد باید عوض کنه . کلا نگاه می‌کنه به رفتارم اتو بگیره گیر بده . همه رو منفی برداشت می‌کنه 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز