2777
2789
عنوان

دیروز تو مترو

146 بازدید | 12 پست

یک دختره ای تقریبا ۱۹ یا ۲۰ اومده بود ، داشت کش مو و کلیپس می‌فروخت. بعد هر واگنی می‌رفت سر واگن وا میدارد و می‌گفت که بخرین و از این حرفا. بعد بنده خدا این رو هم می‌گفت اگر نمیخرین هم بهم کمک کنید، من بچه بهزیستی هستم و تشنجی و صرعی ام و پول خوراک ندارم و کارت معلولیت هم داشت. ضمن اینکه تو قسمت خواهران بودیم.

بیچاره داشت همینا رو میگفت، یک زنه اولین صندلی نشسته بود و داشت با تلفن حرف میزد، با دست اشاره کرد چیزی نگو. دختره هم بنده خدا، صداش رو آورد پایین ولی حرفاش را ادامه داد که کمک کنید و.... بعد خانمه تلفنش ک تموم شد با عصبانیت گفت، خب بمن چه ک تشنجی ای،، برو بهزیستی، همه رو دیونه کردی. چقدر داد و فریاد می‌کنی .اعصاب همه رو خراب کردی...و دعوا میکرد با دختره و چند تا حرف دیگه این مدلی،..و بعد دختره گفت چیکار ب تو دارم، اون زنده هم توهین کرد و فحش و.. جالبه زنه می‌گفت بذار پا شم ، میام میزنمت ، میام میزنم تو دهنت. ... دختره هم اول هیچی نگفت ، بعد گفت پاشو ببینم چ غلطی میخوای بکنی .... خانمهای تو‌واگن هم ، همه ساکت. فقط یک دو سه نفری میگغتن، صلوات بفرستین....

بعد هم زنه، زنگ زد به ۱۱۰ و گفت یک خانم اینجا مزاحمت ایجاد کرده و هر جا پیاده شد , خودمم پیاده میشم که بهتون تحویلش بدم....

خیلی ناراحت کننده بود. خانمها هم سر تکان میدادن و ابراز تاسف،،، هیچ کس جرات نداشت به زنه چیزی بگه،،، از اون سلیطه ها بود ها..‌‌.

بلانسبت شما، مدل اون سلیطه ها رو اینجام داریم میبینیم

من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدان‌یا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

زمین گرده یه جا سزای کارشو میبینه

|•پیوسته در تاریخ ساعتی فرا میرسد که در آن، آنکه جرئت کند و بگوید دو دوتا چهارتا میشود، مجازاتش مرگ است•| |•از دور ریختن قواعدی که به من تلقین شده بود، آرامش مخصوصی در خودم حس میکنم•| goftino.com/c/xJbnEE

یه عده از آدما که تعدادشون تو زنان خیلی زیاده حس میکنن خدا دنیارو فقط برای اونا آفریده و ملت باید همش به ساز اونا برقصن 

یه بار تو یه مجلسی یه گوشه نشسته بودم و حوصلم سررفته بود یه خانم انرژی مثبتی  اومد پیشم و بدون مقدمه بهم گفت چه دختر خوشگلی چه صورت قشنگی و رفت اون جمله یه حس مثبت و رنگی رنگی بهم القا کرد که توطول بیست سال زندگیم تاحالا نچشیده بودمش و هنوزم وقتی بهش فکر میکنم قلبم اکلیلی میشه وهمون چند تا کلمه معمولی منو اون شب تبدیل کرد به یه دختر پرانرژی و شاد.از اون شب به بعد تصمیم گرفتم منم همین حس مثبتو به اطرافیانم بدم و خجالت و تکبرو بزارم کنار و هرکسی که در نظرم یه نکته مثبت داشته باشه بهش یادآوری کنم و بگم که چقدر خاصش کرده شاید تونستم منم همین حس نابو بهش بدم😍❤️

خیلی بد بود... نمی‌دونم ما کی اینقدر بی رحم شدیم.... 

دختره ۱۰یا ۱۲ ساله بود، آنقدر تحت تاثیر قرار گرفته بود ، داشت پیش مامانش قایمکی فحش می داد به زنه... ولی مامانش جرات نداشت چیزی بگه. 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز