امروز با مادر شوهرم اینا از خونه ی روستا برگشتیم.شوهرم بردمون خونشون خودش رفت دنبال درست کردن ماشین.منم اومدم ماشین بگیرم بیام خونه کارامو بکنم که مادر شوهر گفت وایسا تاکسی بگیریم مسیر مام اونوریه.مام چند دیقه بعد راه افتادیم اومدیم خونه.حالا اس داده نمیشد لباسای اتاق منو جمع کنی؟تا کی باید از دستت خجالت بکشم جلو خونوادم تا کی میخای بی خیال باشی.سوالم اینه که به نظر شما وظیفه ی منه اتاق اونو جمع کنم؟
همیشه از اینکه برم انحراف بینیم رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید
توی عقد همچین انتظاری داره؟؟؟ حالا بعد ازدواج اشکالی نداره اونم خودش باید بدونه مرتب باشه این رفتارا همه به خانواده و دوران مجردی برمیگرده ای کاش مادرا به پسراشون یاد بدن کارای فردیشون رو خودشون انجام بدن
بهش میگم کار شخصیتو چرا میزاری به امید من میگه تو شارژت تموم میشه پول تو جیبی میخای لباس میخای پول دانشگاه میخای مگه من عابر بانکم؟ شوهر کردی عابر بانک ک نگرفتی