2777
2789
عنوان

شوهرم...

705 بازدید | 42 پست

  امروز با مادر شوهرم اینا از خونه ی روستا برگشتیم.شوهرم بردمون خونشون خودش رفت دنبال درست کردن ماشین.منم اومدم ماشین بگیرم بیام خونه کارامو بکنم که مادر شوهر گفت وایسا تاکسی بگیریم مسیر مام اونوریه.مام چند دیقه بعد راه افتادیم اومدیم خونه.حالا اس داده نمیشد لباسای اتاق منو جمع کنی؟تا کی باید از دستت خجالت بکشم جلو خونوادم تا کی میخای بی خیال باشی.سوالم اینه که به نظر شما وظیفه ی منه اتاق اونو جمع کنم؟

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

وا شوهرته دیگه چی میشد لباساشو مرتب کنی عجبااا

دوست و دشمنو باید موقع تقسیم                           ته دیگ سیب زمینی شناخت😀😁                        به هیچ معیار دیگه ای اعتنا نکنید😌✋                      تاکید میکنم.هیچ معیاری😌🙃                           
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
توسط   نخودی_سابق  |  1 روز پیش
توسط   setin98  |  2 روز پیش