قضیه من خیلی پیچیده هست
خواهرم فوت شده ومن الان تازه بیست وسه سالمه مادرم میگفت بایدبا شوهرخواهرم ازدواج کنم بعداز فوت خواهرم.اون موقعه هیجده سالم بود وشوهرخواهرم سی وخورده ای سن داشت ومن اصلا خوشم نمیومدازش.خواهرم یه بچه هم داره.چون من اینکارونکردم مادرم با من وهمسرم لج کرده.هروقت میرم خونشون اشکمودرمیاره.حتی یه زنگ نزده احوالموبگیره
حتی توعقدوعروسیمون هم کمکم نکرد نه واسه جهیزیه نه واسه بچه