2777
2789
عنوان

دیگه خسته شدم😣

| مشاهده متن کامل بحث + 540 بازدید | 32 پست
اشتباه از خودتونه چرا با این حال کار میکنید؟بدون غر و دعوا و بداخلاقی بگید نمیتونم کار کنم.از طرفی ا ...

وای گلم‌نمیگی دل من تنگ میشه؟؟؟

کجا بودی؟؟؟؟

دوست عزیز وقتی من توی قسمت تبادل نظر ،نظر میدم تا وقتی مخالف قوانین سایت نباشه کسی حق اعتراض نداره!!!چون اسمش تبادله نظره! من نظرم و میگم، چه بد ،چه غلط یا خوب و درست!!!من نمیتونم نظرمو طبق استانداردای تو بیان کنم و اگر فکر میکنی کامنت من صحیح نیست به راحتی میتونی جواب ندی یا گزارش بزنی...لازم به جنگ و جدل نیست

روز اول کارنکردم دست به هیچ کاری نزدم نه غذا درست کردم نه نظافت.اونم اخم کردونشست ونگامم نکرد حتی یه لیوان آب دستم نداد.اگه بچه هامم حرف میزدن دعواشون میکرد.بچه ها تا شب گرسنه بودن و دخترکوچیکم پوشک میشه بایدعوضش میکردم مجبورشدم بلندشم وبه بچه هام رسیدم

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

وای گلم‌نمیگی دل من تنگ میشه؟؟؟ کجا بودی؟؟؟؟

سلام خانوم گل.عزیزی مسافرت بودم این مدت.

سخت است فهماندن نکته ای به کسی که منافعش در نفهمیدن است.......دیندار آن است که در کشاکش بلا دیندار بماند وگرنه در هنگام راحت و فراغت و صلح و سلم چه بسیارند اهل دین، آنجا که شرط دینداری جز نمازی غراب وار و روزی چند گرسنگی و تشنگی و طوافی چند برگرد خانه ای سنگی نباشد....
روز اول کارنکردم دست به هیچ کاری نزدم نه غذا درست کردم نه نظافت.اونم اخم کردونشست ونگامم نکرد حتی یه ...

غذا میزنگیدی از بیرون

پولشم باید میداد

بچه هاتم فقط پوشکیرو عوض میکردی

اونم روز اول نه دوم نه سوم شکست میخورد

دوست عزیز وقتی من توی قسمت تبادل نظر ،نظر میدم تا وقتی مخالف قوانین سایت نباشه کسی حق اعتراض نداره!!!چون اسمش تبادله نظره! من نظرم و میگم، چه بد ،چه غلط یا خوب و درست!!!من نمیتونم نظرمو طبق استانداردای تو بیان کنم و اگر فکر میکنی کامنت من صحیح نیست به راحتی میتونی جواب ندی یا گزارش بزنی...لازم به جنگ و جدل نیست
سلام خانوم گل.عزیزی مسافرت بودم این مدت.

کربلا رفتی؟

دوست عزیز وقتی من توی قسمت تبادل نظر ،نظر میدم تا وقتی مخالف قوانین سایت نباشه کسی حق اعتراض نداره!!!چون اسمش تبادله نظره! من نظرم و میگم، چه بد ،چه غلط یا خوب و درست!!!من نمیتونم نظرمو طبق استانداردای تو بیان کنم و اگر فکر میکنی کامنت من صحیح نیست به راحتی میتونی جواب ندی یا گزارش بزنی...لازم به جنگ و جدل نیست
کربلا رفتی؟

بله جات خالی.انشاالله روزی هر ساله هممون باشه.

استارتر جان معذرت وسط تاپیکت.

سخت است فهماندن نکته ای به کسی که منافعش در نفهمیدن است.......دیندار آن است که در کشاکش بلا دیندار بماند وگرنه در هنگام راحت و فراغت و صلح و سلم چه بسیارند اهل دین، آنجا که شرط دینداری جز نمازی غراب وار و روزی چند گرسنگی و تشنگی و طوافی چند برگرد خانه ای سنگی نباشد....

وقتی دوتا آدم توی یه قایقی نشستن و فقط یکی پارو میزنه، اون یکی هرچقدرم پارو بزنه بی فایده س، محاله به ساحل برسن و اونی که پارو زده خسته هم میشه. پس بهتره جفتتونم پارو نزنین و وسط دریا بمونین

این روزها باید مثل کلاغ باشی! باید عادت کنی بدون اینکه دوستت داشته باشن زندگی کنی...                           

باور کنید اگرتا ده روز من دست به کارنزنم اونم نمیزنه.دیروز میخواستم برم حمام هرچی التماسش کردم بیا کمکم بده نیومد.تنهایی رفتم حمام وپلاستیکم گرفتم دورش اما بازم گچ پام خیس شد باور کنیدازدردش تا چند ساعت گریه میکردم😔

باور کنید اگرتا ده روز من دست به کارنزنم اونم نمیزنه.دیروز میخواستم برم حمام هرچی التماسش کردم بیا ک ...

ببین عزیزم حق داری کاملا اما لحن گفتن شما هم مهمه.من نمیخوام از شوهرت طرفداری کنم اصلا اما ببین با چه لحن و کلمه ای گفتی.

کسی رو نداری کمکت کنه؟

سخت است فهماندن نکته ای به کسی که منافعش در نفهمیدن است.......دیندار آن است که در کشاکش بلا دیندار بماند وگرنه در هنگام راحت و فراغت و صلح و سلم چه بسیارند اهل دین، آنجا که شرط دینداری جز نمازی غراب وار و روزی چند گرسنگی و تشنگی و طوافی چند برگرد خانه ای سنگی نباشد....

میدونین از چی میسوزم ازاینکه شوهرمن به زرنگی توی خانوادش مشهوره باور کنیدهروقت میریم خونه مادرش واسش پتومیشوره پرده نصب میکنه بنایی میکنه همه کاری کلا ازدیوارراست بالا میره واسه مامانش حسودیم نمیشه مادرشه اما منم باهزارامید باهاش ازدواج کردم

قضیه من خیلی پیچیده هست

خواهرم فوت شده ومن الان تازه بیست وسه سالمه مادرم میگفت بایدبا شوهرخواهرم ازدواج کنم بعداز فوت خواهرم.اون موقعه هیجده سالم بود وشوهرخواهرم سی وخورده ای سن داشت ومن اصلا خوشم نمیومدازش.خواهرم یه بچه هم داره.چون من اینکارونکردم مادرم با من وهمسرم لج کرده.هروقت میرم خونشون اشکمودرمیاره.حتی یه زنگ نزده احوالموبگیره

حتی توعقدوعروسیمون هم کمکم نکرد نه واسه جهیزیه نه واسه بچه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز