دیشب من گرسنه ام بود ولی نرفتم بخورم لامپ روشن کنم بیدار بشن
دیگه خیلی بهم فشار اومده نون پنیر خیار خواستم بخورم پدربزرگمم تصادف کرده چند وقت پیش دندوناش شکستن و کلا مصنوعی بودن تو تصادف آسیب دیدن بی دندون شده بدتر نمیتونه راحت راه بره دیشب ی لحظه رفتم توی حیاط برگشتم دیدم نشسته رو میز
یهو گفت بیا پوستاشو بگیر برام نمیتونم اینطوری بخورم اذیت میشم😂
بعد اصرار هم داشت فقط برا من پوست بگیر
بعد پنیر خامه ای بود عاشق پنیر خامه ایه یه قالب بود همشو خورد🤦🏻♀️😂بعد میگفت اعه روله تو نخوردی زیاد گفتم نه اتفاقا سیرم🤣
وای من برگردم دلم تنگ میشه براااش خدا میشه دعا کنید زودی خوب بشه؟