دیشب تولد دوست صمیمیم بود بعد به همه دوستان گفته بود که بیان
من وقتی رفتم یکیشون اومده بود و یه کیک دو کیلویی هم رو میز و یه عالمه تدارکات
بعد هر چی منتظر موندیم هیچکی نیومد
بعدش دوستم گریه کرد و رفت تو حموم تا بعد از دو ساعت من بیرونش آوردم و کیکو پرت کرد و همچی رو بهم ریخت
من خیلی ناراحت شدم و هیچی نگفتم
چیکار کنم از دلش در بیاد
آخه چرا آدما اینقدر سنگدل شدن حالا کادو نمیخواست