چشم خفته
ماجرای خاله وخواهر زاده ایست که هر کدام جداگانه نزد خانومی از اهل فامیل خود می روند واسرار خانوادگی یکدیگر را نزد فامیل خود فاش می کنند ولی وقتی به یکدیگر می رسند با ظاهر داری زیاد از یکدیگر تعریف و تمجید می کنند.
مار ومرد
ماجرای زن وشوهری است که بچه دار نمی شوند.زن گرفتن به زیارت امام رضا می رود،در بین راه از کولی دارویی گیاهی می گیرد و آنرا در رحم خود قرار می دهد.بعد از چند ماه شکم زن بزرگ شده و او فکر می کند که باردار است ولی بعد از 9ماه او ماری بدنیا می آورد همسر زن نمی پذیرد که مار را بکشند او را به باغ خود می آورد.مارهمه ی حیوانات و پرندگان باغ را می خورد و ساکنان باغ هم از ترس ار باغ را ترک می کنند عاقبت زن صاحبخانه با آوردن مارگیر از باغ وحش از شر مار خلاص می شود.
انیس
ماجرای خانمی که 4بارازدواج کرد که از اولی و دومی طلاق گرفته;همسر دوم مردی بی قید وبند بوده وقصد سواستفاده داشته و همسر سوم مردی مذهبی بوده و خانم هم تحت تاثیر او قرار گرفته و بعد از مدتی مرد توسط نیروهای دولتی دستگیر شد و تا پایان داستان با همسر چهارم خود زندگی می کرد.
درد همه جا هست
ماجرای دو برادر است که برادر کوچک به بیماری سرطان خون مبتلا شده و در پایان قصه می میرد و برادر دیگرسعی در درک مفهوم مرگ می کند.
یک سر و یک بالین
زن و مردی فقیر با فرزند خود در خانه ای اجاره نشین هستند.مرد به زن صاحبخانه علاقه مند می شود وزن صاحبخانه از شوهرش جدا شده و با مرد مستاجر ازدواج کرده ومرد زن اول خود را طلاق داده و بچه را از او می گیرد وتا بزرگ شدن فرزند به همه ی گویند که مادرش موقع تولد مرده وحتی روز عروسی پسرش ،او را دعوت نمی کنند.
کید الخا ئنین
ماجرای سرهنگ باز نشسته ایست که همه ی فرزندانش به خارج رفته و نوه اش نزد او زندگی می کند. یک روز با پیش نماز مسجد محلشان که توسط دولتیان از مسجد اخراج شده بود بحث می کند ولی در آخر داستان از وی دلویی می کند.
سوترا
داستان ناخدای هندی تبار است که لنچ خود را از طریق قاچاق و فروش زن و دختر خود به مردان خریداری کرده;لنچ با یک کشتی تصادف کرده و با همه ی مسافران خود غرق می شود بجز ناخدا که وقتی به ساحل می رسد فکر می کند که پری دریایی او را نجات داد.