من خیلی ادم احساسی یا اهل خیلی حرف زدن و صحبت کردن نیستم کلا آدم ساکتی ام و مامانم از موقعی که بدنیا اومدم همش میگه ببین نثل فلانی چقد قربون صدقع باباش میره ببین چجوری میرع با خانواده اش شوخی میکنه میخنده و من دیگه واقعا خسته شدم که بقیه هی بخان در مورد اخلاقم و شخصیتم نظر بدن و بگن خیلی سردی خیلی خشکی واقعا خسته شدم
من اصلا نمیتونم مثل بقیه با بابام یا دیگران خیلی شوخی کنم سر به سر شون بزارم کلا سنگینم نمیتونم دیگه اخلاقمه دست به ودم نیست ولی بقیه اینو نمیفهمن