2777
2789
عنوان

خستم از زندگی کاش شوهر نمیکردم

206 بازدید | 14 پست

۷ ماهه ازدواج کردم شوهرم بعضی وقتا همه چیش اوکیه ولی چنتا اخلاق بد داره که خیلی داره اذیتم میکنه

یکی اینکه گریه و ناراحتیم براش مهم نیس(یا شایدم چون زیادی گریه کردم عادی شدع براش😔چون حامله ام و به شدت دل نازک شدم)

دوم اینکه منو  هیچ جا نمیبره افسردگی گرفتم تو خونه مخصوصا اینکه با مادرشوهرم زندگی میکنم😔

دهن بینم هس به شدت حرف بقیع رو ش اثر میزاره



دیشب(معذرت میخوام ازتون)بعد رابطه چون درد داشتم و...زیاد بهش حال نداد 😏کارش که تموم شد رف بیرون از اتاق پیش مامانش خوابید🙂

میدونم دوسم داره ولی خیلی بچه ننه س نمیدونم چیکار کنم ترک کنه این رفتاراشو


صبح باهاش جدی حرف زدم که به خاطر این کارات میخوام برم انگار که ترسیده خیلی رفتارش خوب شده

بنظرتون یه مدت برم خونه بابام تا درست شه؟



بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

نمی‌دونم والا سکوت کنم بهتر هنوز به شناخت کامل نرسیدین مستقل نشدین پای یه موجود بی گناهم میکشین وسط مشکلات   

فقط 1 هفته و 2 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

تاریخ۱۴۰۴/۰۳/۰۲ بیبی چکم مثبت شد 🥰۱۴۰۴/۰۳/۰۳ جواب آزمایشم با بتا ۱۶۰۰ مثبت شد مامان جون نمیدونم دختری یا پسر ولی منو بابا عاشقانه دوست داریم و از حضورت خوشحالیم 😘۱۴۰۴/۳/۳۱ رفتیم سونوگرافی خدارو شکر قلبت تشکیل شده بود😍۱۴۰۴/۰۴/۱۸ واسه اولین بار صدای قلب کوچولوی شنیدم 🤩۱۴۰۴/۴/۲۳ رفتیم انتی بابا کلی ذوق کرد از دیدنت و توهم حسابی شیطنت و دلبری میکردی دستای کوچولوت تو دهنت بود و دکتر احتمال داد یه پسر ناز باشی😍۱۴۰۴/۵/۲۰ اولین ضربهات مثل نبض حس کردم عشق مامان 🥰۱۴۰۴/۰۶/۰۵ رفتیم آنومالی ماشاالله خیلی شیطونی مامانی همش داشتی میچرخیدی دوست داشتم ساعتها به صفحه مانیتور نگاه کنم و ببینمت خانم دکتر گفت یه پسر نانازی 🥰۱۴۰۴/۰۶/۱۳ اولین خریدت کردیم دوتا زیر دکمه کوچولو بابا همش میگه این خیلی برات بزرگه 🤩۱۴۰۴٫۰۷/۰۲ وقتی بابایی دستش رو شکمم بود یه لگد محکم زدی بابایی کلی خندید و ذوق کرد برات ❤️ ۱۴۰۴/۰۷/۰۳ پریشب با دیدن خون یه شوک بهم دادی مامانی اونجا احساس کردم یه تیکه از وجودمی و چقدر بهت دلبستم من گریه کردم و بابایی خیلی نگرانت بود رفتم دکتر و گفت نیم سانتی دهانه رحم باز شده و باید استراحت کنم 😢۱۴۰۴٫۰۷٫۱۵ امروز اتفاقی فهمیدیم بابایی از یه آهنگ خارجی خوشش میاد توهم خوشت میاد و هروقت اون آهنگ میذاریم کلی تکون میخوری منو باباییم دستمون میذاریم رو شکمم و دوتایی از شیطنتات کیف میکنیم ❤️۱۴۰۴٫۰۸٫۰۸ رفتیم دکتر مامانی خدارو شکر خودم شرایطم خوب شده بود توهم خواب بودی پشت کرده بودی وزنتم شده ۱۰۸۴ گرم 🥰۱۴۰۴٫۰۸٫۱۵ وسایل سیسمونیتو خریدیم پسر قشنگم واسه تک تکشون کلی قربون صدقت رفتیم و تصورت کردیم 😍۱۴۰۴٫۰۸٫۲۲ رفتیم دکتر وزنت شده ۱۲۵۸ گرم پسر قشنگم دکتر غش کرد از خنده یه شکل عجیبی تو شکمم دراز کشیدی بابا میگه عین من بد خوابه 🤣۱۴۰۴٫۰۹٫۰۶ رفتیم دکتر مامان تپش قلبت خیلی پایین بود حسابی منو بابارو ترسوندی پسر قشنگم تا یه آبمیوه خوردم و خدارو شکر سرحال شدی😍۱۴۰۴٫۰۹٫۱۴ چند روزی از کمر درد فلج شدم و به سختی پامیشم پسرم ولی همه اینا میگذره امروز بابا سرش گذاشت رو شکمم یواش یواش باهات حرف میزد شروع کردی تکون خوردن مامانی بابا خیلی برامون زحمت میکشه دعا کن همیشه سلامت باشه و سایش بالاسرمون باشه ❤️۱۴۰۴/۰۹/۲۰ روز مادر رفتیم دکتر مامان قلبت خیلی ضعیف میزد کلی گریه کردم 🤕

اصلا تا وقتی نزدیک زندگی کنی همینه مستقل نمیشه هیچ وقت بعدش چرا درد پیگیری کن شاید عفونت داری چرا قهر با دوستی قضیه رو حل کن نه لج بازی

ازت ممنونم به خاطر شجاعت و امیدی که توی زندگی به من دادی ♥️ 

اصلا تا وقتی نزدیک زندگی کنی همینه مستقل نمیشه هیچ وقت بعدش چرا درد پیگیری کن شاید عفونت داری چرا قه ...

نه عفونت ندارم چون ببخشی وسط رابطه یهو یه کاری پیش اومد رفت بعد نیم ساعت برگشت من حسم کلا پرید

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   ساجدت  |  19 دقیقه پیش
توسط   xenomorph  |  19 دقیقه پیش