دو تا بچه دارم ولی آشپز خونم و اتاق و بقیه جاها همشون شلخته اس
شوهرمم وسواسسسس
تا حالا چندین بار سر این شلختگیم دعوا کردیم
من باز حق ب جانب بودم ماست مالی میکردم
امروز شوهرم میخاسته مثلا برای دوتامون یه صبحونه آماده کنه
دیده ذیشب آشپزخونه رو مرتب نکردم خیلیییی کثیف بوده
کثیف منظورم شلخته بوده
شوهرم عصبی بود گفت پاشو تمیز کن یکم فحشم داد
باز میگ تو خوشگلیتو داری
اندام عالی رو داری
مهربونی
دلسوزی
من روت حساب میکنم اعتماد دارم کل مالمم ب نامت کنم
ولیییییی
قبول کن خیلی کثیف و شلخته ای
منم گفتم همنا مهمه ک دارم شلختگی رو میشه درست کرد
باز گفتم بعدشم اگر کثیفم پس چرا مریض نشدی تا حالا
بلخره هفت ساله من برات شب و روز غذا درست میکنم
بابا بخدا من مرتب میکنم نمیدونم چرا باز کثیف میشه
و دقیقا روزایی خودمم میدونم باید تمیز کنم شوهرم میره تو کار و دعوا میشه