2777
2789
عنوان

میترسین نیاین

417 بازدید | 48 پست

دیگه مطمئن شدم خونمون جنش زیاد شده 

من اوایل سایه های کوچکی میدیدیم اندازه حشره که سریع رد میشدن و سیاه بودن فک کردم حشره ان سریع میرفتم دنبالشون گشتم هیچی نبود سرعتشونم خیلی زیاد بود که از دید محو میشدن.. به خانواده گفتم اونا هم تایید کردن که همچین چیزی میبینن تازگیا  گذشت....  برام عادی شده بود 

بعدش دبگه سایه های هم قد انسان میدیدم که سریع از کنارم رد میشدن یکبار به وضوح سایه سفیدی دیدم که اروم تر از بقیه داشت رد میشد (توی اتاق تنها بودم) میدونستم که توهم نیست توجهی نکردم ولی اینبار این سایه سفید (حالا من میگم سایه اما سایه نیستن شبیه به مه سنگین یا دود غلیظ هستن) جلوم اومد و از بدنم رد شد یک آن دور و برم یه مه سفید رد شده از اینجا فهمیدم که از بدنم رد شده) 

خلاصه ترسیدم ولی نه چندان از اتاق رفتم بیرون 

چندین بار این اتفاقا افتاده اما از بدنم دیگه رد نشدن گاهی سایه های سیاهی پشت سرم حس میکردم انگار یه دود سیاه بزرگ پشت سرمه یعنی اون سیاه رنگی رو پشتم حس میکردم میدیدم 

گذشت...  

رفتیم سفر و برگشتیم من توی سفر خونه اقوام این چیزا ندیدم یا حس نکردم ولی تا اومدم خونه فهمیدم تو خونه هستن بازم سایه ها رو میدیدم که رد میشدن یا حس میکردم سایه هارو چسبیده به سقف حس میکردم یا پشت مبل یا پشت سرم یا کنارم 

یک بار تو خونه شب بود تنها بودم نشسته بودم کنارمم اتاق بود درشم باز بود مقابلم اپن بود شیشه داشت انعکاس رو میتونستم ببینم خلاصه حس کردم یه سایه بزرگ هست هی میاد و میره 

توی شیشه مقابلم تو چشم دیدم با یه صورت وحشتناک کنارم شبیه دیو بود با چشم های در اومده و صورتی کردم رنگ بزرگ بود ترسیدم رفتم تلویزیون رو روشن کردم صدا زیاد و به هردانعکاسی بود سعی کردم نگاه نکنم 

من همون کاکتوسیم که تو شهر بادکنکا دلش بغل میخواد🌵

این چیزارو سایه هارو خانواده هم میبینن

من یک بار که خونه تنها بودم دو صدای بم و کلفت رو از توی اتاق دیگه میشنیدم انگار صحبت میکردم 


جالب اینجاست که پدر و مادرم تو خونه قبلیمون در شهر دیگه صدای بم و کلفت و ترسناک رو به وضوح شنیدن

من همون کاکتوسیم که تو شهر بادکنکا دلش بغل میخواد🌵

بچه‌ها اگه امرور خرید سوپرمارکتی دارین، پیشنهادم اینه که خریدتون رو از سوپرمارکت دیجی کالا انجام بدین. 😄

هم تا ۹۹٪ تخفیف داره، هم یه کد تخفیف ۵۰۰ هزارتومنی داره.

کد: ATP5

ارسالشم انگار رایگانه

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

حدس میزنم خونمون دیو داره 

نمیدونم چین 

اما قبلا که به خاطر موضوعی رفته بودیم پیش دعانویس گفتن که خونمون سه تا جن داره 

من همون کاکتوسیم که تو شهر بادکنکا دلش بغل میخواد🌵

اگه ازاری نمیرسونن بی خیال،بهش فکر نکن

اره به همین خاطر برای من عادی شده نمیترسم دیگه 

ولی وقتی بببنم میترسم

من همون کاکتوسیم که تو شهر بادکنکا دلش بغل میخواد🌵

این چیزارو سایه هارو خانواده هم میبیننمن یک بار که خونه تنها بودم دو صدای بم و کلفت رو از توی اتاق د ...

یعنی باهاتون اومدن خونه جدید؟

بنده خودم یه عادتی دارم ،خدمتتون عرض می کنم :                  کتاب که می خوندم  برخی اوقات که به مطلب  جالبی که    می رسیدم کتاب رو ول می کردم. درست مثل کسی که دستش سوخته، هیچ یادم نمیره یکی دو سه ماهی با یه عده ای  از دوستان  بحثی داشتیم درباره‌ی که  در  جهان  و در طبیعت عدل هست یا نیست ؟ چون برخی این باور را دارند که از این دست بدی از اون دست می‌گیری و... وارد بحثش نمی خوام بشم،بنده هر چی نگاه می کردم اینو نمی دیدم.در یک کتابی که برای من مهم  بود یه جمله  دیدم : طبیعت  به قانون  ظلم حرکت  می‌کند من  این کتاب رو ول کردم و بعد که دنبالش  رفتم دیدم بله   دو سوم حیوانات  برای  یک روز زندگی باید یه حیوان دیگه  رو بکشن .و در دنیایی  که دو سوم موجودات برای یک روز زندگی  باید یه حیوان  دیگه بمیره صحبت  از عدل   معلومه  نفهمیدن  جهانه.         بنابراین  طبیعت  قانونش قانون ظلمه. تنها انسان که می‌تونه  عادلانه  عمل کنه و باید عادلانه  عمل کنه  و این تنها صفت و  امتیاز  من و شماست  به خاطر آزادی که داریم.   ولی اگه در بند طبیعت  بمونیم ما هم به همون اندازه  ظالمیم که بقیه موجودات  به دلیل اجبارشون ظالم هستن .🤍🌱دکتر هلاکویی 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2836
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز