دیگه مطمئن شدم خونمون جنش زیاد شده
من اوایل سایه های کوچکی میدیدیم اندازه حشره که سریع رد میشدن و سیاه بودن فک کردم حشره ان سریع میرفتم دنبالشون گشتم هیچی نبود سرعتشونم خیلی زیاد بود که از دید محو میشدن.. به خانواده گفتم اونا هم تایید کردن که همچین چیزی میبینن تازگیا گذشت.... برام عادی شده بود
بعدش دبگه سایه های هم قد انسان میدیدم که سریع از کنارم رد میشدن یکبار به وضوح سایه سفیدی دیدم که اروم تر از بقیه داشت رد میشد (توی اتاق تنها بودم) میدونستم که توهم نیست توجهی نکردم ولی اینبار این سایه سفید (حالا من میگم سایه اما سایه نیستن شبیه به مه سنگین یا دود غلیظ هستن) جلوم اومد و از بدنم رد شد یک آن دور و برم یه مه سفید رد شده از اینجا فهمیدم که از بدنم رد شده)
خلاصه ترسیدم ولی نه چندان از اتاق رفتم بیرون
چندین بار این اتفاقا افتاده اما از بدنم دیگه رد نشدن گاهی سایه های سیاهی پشت سرم حس میکردم انگار یه دود سیاه بزرگ پشت سرمه یعنی اون سیاه رنگی رو پشتم حس میکردم میدیدم
گذشت...
رفتیم سفر و برگشتیم من توی سفر خونه اقوام این چیزا ندیدم یا حس نکردم ولی تا اومدم خونه فهمیدم تو خونه هستن بازم سایه ها رو میدیدم که رد میشدن یا حس میکردم سایه هارو چسبیده به سقف حس میکردم یا پشت مبل یا پشت سرم یا کنارم
یک بار تو خونه شب بود تنها بودم نشسته بودم کنارمم اتاق بود درشم باز بود مقابلم اپن بود شیشه داشت انعکاس رو میتونستم ببینم خلاصه حس کردم یه سایه بزرگ هست هی میاد و میره
توی شیشه مقابلم تو چشم دیدم با یه صورت وحشتناک کنارم شبیه دیو بود با چشم های در اومده و صورتی کردم رنگ بزرگ بود ترسیدم رفتم تلویزیون رو روشن کردم صدا زیاد و به هردانعکاسی بود سعی کردم نگاه نکنم