بچها من دو ساله توی رابطه عاطفیم مامانم در حدی ک رفت و اومد داریم میدونه.دوست پسرم میخاد الان میخاد ازم خواستگاری کنه ولی من دارم میرم تحصیلی جای دیگه و کاملا در جریانه.۲۴ سالشه و سربازه هیچیم نداره ولی میگه در آینده مثلا ۳۰ سالگی اکی میشه همه چی ولی میخاد الان ازدواج کنه .من بهش میگم نمیتونم الان ولی میتونیم با هم بمونیم ک تو شرایطتت اکی بشه اصلا قبول نمیکنه.نمیدونم چیکار کنم
ببین من دقیقا اینطوری ازدواج کردم یعنی شوهرم خودش بود با لباساش سربازی نرفته بود و الان تازه سربازه یه ساله عقدیم من عاشقش شدم دوست شدیم اولش من خب درس خوندم اون کلا دیپلم اومد خاستگاری خانوادش خیلی گفتن ما حمایت میکنیم ولی از همون اول نامزد بددیم گفت پدر مادرم ادمای دروغگویی ان و کلا دنبال حمایت نکردنن که من اولس باور نکردم بعدش بهم ثابت شد فقط میخان یه چیزی بکنن و بگیرن خلاصه مجبور شدیم قطع رابطه کنیم من الان از شرایط راضی ام چون پدرم پنصد میلیون وام درست کرد برا همسرم ماشین خرید برام خونه خرید حدود ده میلیاد پدرم هزینه کرد برای من که اسیب نبینم اگر خانوادت میتونن ساپورت کنن ازدواج کن اگر نه خیلی قراره سختی بکشی
همون دیگه.نمیدونم چیکار کنم.خیلی اخلاقیاتش خوبه خیلی ولی خب از نظر زندگی و این چیزا دستش تو جیب خودش نیست هنوز نمیدونم چیکار کنم از طرفیم عذاب وجدان گرفتم .ابن مدتی ک اینجا بودیم ماشین داشت اکی بود در حد توانش مایه گذاشت. خدایی ولی آینده رو اصلا نمیدونم