نشست یه دل سیر درد و دل کرد اون ۲۶ سالشه و مجرده
گفت همش با خودم فکر و خیال میکنم یهو میزنم زیر گریه افسرده شدم
اگه بیکار بود میگفتم از بی پولیه اگه خانواده کم محبتی داشت میگفتم از خانواده شه ولی همش از بی شوهریه کاش یکی بود عاشقش بود هعی بهش محبت میکرد نمیذاشت فکر بد کنه
من خودم ۲۰ سالمه منم مجردم و خوب درکش میکنم
اینقدر براش دعا کردم شوهر خوب نصیبش بشه
هعی حرفاش تو سرمه و ناراحتم براش 🥺
از همه بدتر این بود ک سراغ خواهر همسنش ک قبلا همکار بودن رو پرسید من گفتم دو تا پسر داره
خب حتما با خودش فکر میکنه الان منم ازدواج کرده بودم بچه داشتم🥺🥺دورش بگردم خدا یه بخت خوب نصیبش کنه چقدر این دختر مظلومه همه چیو میریزه تو خودش