گفتم میخام ازش جدا بشم نمیخامش دیگه گفت باید بسوزی بسازی اولش خواستی الانن نمیخایش... گفتمواز اولم نمیخاستمش گولم زدن دهنمو بستن با دعا بابا من دیگه نمیخامش
میگه از اون بهتر گیرت نمیاد مگه یه پیر مرد بگیری
فکر نمیکردم بابام اینجوری جوابمو بده فک میکردم میگه هرچی تو بگی
چیکار کنم بابام ک فکر میکردم پشتمه از اون کصافت دفاع میکنه گفتم نامزدی ک ۴ساله واسم هزار تومن نمیفرسته لباس نمیگیره خونه نداره زندگی نداره شناسنامه نداره چجوری میخواد خرجمو بده خوشبختم کنه
میگه خدا بزرگه
خیلی خستم بخدا حالم خوب نیست
الان فقط میخام خود کشی کنم تا راحت بشم از دست هشمون
حتی فکر اینکه باهاش زندگی کنم داره عذابم میده 💔😔😭🖤🚶♀️😔😔💔💔💔
دوستان راهنمایم کنید بگین چیکار کنم
بنظرتون من چ. گناهی کردم تقصیر من چیه😔💔ک با دعا و جادو زندگیمو خراب کردن بابام قبل نامزدیم اینجوری نبود حتی میگفت اون پسره بدردت نمیخوره حتی تا یع ماه پیش ولی الان کلا عوض شده گفت یع بار دیگه بگی خودم میکشمت
خودم بادستای خودم بمیرم بهتره تا باهاش زندگی کنم😔💔🖤🖤😭😭😭😭😭