2777
2789
عنوان

پسرم دوسال ونیمشه هی میگه دَ دَ

157 بازدید | 18 پست

با خودش هی اینو میگه

یا وقتی میخواد به من چی بگه اینو میگه

شباهم انقد اینو تکرار می‌کنه می‌خوابه

کلا دَع دَع تکیه کلامش شده

از مای بیبی هم نمیتونم بگیرمش مقاومت می‌کنه..

حرف زدن درحد ۲۰،۳۰ کلمه بلده..

جمله دوحرفی هم مثلاً میگه بابا بیا آجی بیا یابرو

اوتیسم نباشه😭😭


بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

اتیسم که فقط به حرف زدن نیست. بعضی بچه ها دیرتر حرف میزنن. دکتری که دخترمو میبرم پیشش برای هر سنی یه پرسشنامه رشد داره. طبق اون پیش میرم اوکیه. 

من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدان‌یا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "

این خوبه یکیو میشناختم از سه ماهگی دیگع پوشکش نکردن گریه میکرد برای دستشویی که ببرنش اونجا

اونوقت دختر من دو سال و هشت ماهشه، میگه خوشم نمیاد بگم جیش دارم پوشک دوست دارم!

من همیشه محترمانه و با ادب نظرمو بیان میکنم. هر جا ادب نشون دادم و بی ادبی دیدم عین خودشون رفتار نمیکنم و نمیگم با هرکی عین خودش، فقط به این فکر میکنم که من از یه گوساله توقع ادب ندارم! چون اون تو طویله بزرگ شده، از طرفی بین گاوها هم رشد کرده! در مورد خیلیا هم همینطوره. مراقب شخصیت خودتون باشید🤩🌹سر تا پایم را خلاصه کنندمی شوم "مشتی خاک"که ممکن بود "خشتی" باشد در دیوار یک خانه، یا "سنگی" در دامان یک کوه، یا قدری "سنگ ریزه" در انتهای یک اقیانوس، شاید "خاکی" از گلدان‌یا حتی "غباری" بر پنجره! اما مرا از این میان برگزیدند :برای" نهایت"برای" شرافت"برای" انسانیت"و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :" نفس کشیدن "" دیدن "" شنیدن "" فهمیدن "و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمیدمن منتخب گشته ام :برای قرب برای رجعت برای سعادت من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:به انتخاب، به تغییر ، به شوریدن، به" محبت "

اونوقت دختر من دو سال و هشت ماهشه، میگه خوشم نمیاد بگم جیش دارم پوشک دوست دارم!

😂بعد فکر کن وقتی گریه میکنه تو سه ماهگی باید ببرینش دستشویی


بدون علم:بدون توجه📚(افراد مذهبی درخواست ندن) 

باهاش خوب حرف میزنی ؟

دختر خالم به خاطر کار شوهرش رفته بود یه شهر غریب 

دخترش ۱۸ ماهش بود هیچی نمیتونست بگه ! خودش هم افسرده بود حرف نمی‌زد باهاش اصلا

اومد سفر خونه ما تو یه هفته هم آب و خاله و مامان و چند تا کلمه دیگه یاد گرفت از بس باهاش حرف زدیم 

من بچه خالم دو سال و دوماهشه روان صحبت میکنه باز بچه خاله دیگم همین سن هیچی نمیگه

خالع اولم خییییییلی زیاد با بچش حرف میزنه و کلمه و جمله یادش میده زیااااد

ممنون میشم در مورد اسم کاربریم نظر ندین😇🌹

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

درخواست بدین

jdhheh | 16 دقیقه پیش
2791
2779
2792