اخه عزیزم همیشه میومد توپارکه همینجوذی فحش میداد بعد اون روز باخاهرش اومد چیزی بهش نگفت منم زورم گرفت یه کشیده بهش زدم دیدم دختردایی ام اومدسمتم گفت مگه مرض داری ک با بچه اینجور برخورد میکنی گفتم اگه لازم باشه یکی هم ب خودت میزنم گفت بزن ببین چجوری میزنی منم زدم توگوشش گوشوارشو اومد تو دستم کشیدم اونمموهامو گرفت باهم دعوامون شد یه دل سیر حسابی باهاش گیس وگیس کشی کردم دلم خنک شد