از بچگی دختر عمومو میگفتن شبیه منه از لحاظ چهره در حالیم که اصن نبود.
( چهرمو دوس دارن اطرافیان، خوششون میاد بچشون شبیهم شه. ولی از این مسئله سواستفاده میکنن در مواقعی که الان میگم... ) بعد دختره بزرگتر که شد قهرقهرو درومد حدود ۱۵ سالشه تا انگشت بهش میزنی گریه میکنه و اخلاق های بد دیگه. خانوادشم مدام موقع بدکاریاش میگفتن به دختر عموش رفته. یا مثلاً گاهی با حالت تندی بهش میگفتن شبیه اون دخترعنوی فلان فلانتی.. من از این مسئله خیلی اذیت شدم برو خودم نیاوردم. در حالی ک من نه قهرو ام نه ضعیف نه اهل گریه های بیهوده یا اخلاق تند.
الان بابام درومد خواهر زادمو ناز کرد که شبیه فلانی هستی قربونت برم و... ( شبیه من )
منم زود درومدم گفتم. نه کجاش شبیه منع اصنم اینطور نیس. دیگه و خوشم نمیاد بقیه رو بیهوده بهم نسبت بده کسی این کار درستی نیست . بابامم گفت باشه و تایید کرد. آخه نگرانم اینم دختر چرتی شه و بقیشم ببندن به من. تازه اطرافیان هم که چشم و گوش بسته باور میکنن. مثلا همین زن عموم ک دخترشو میگه شبیه فلانی هستی بقیه باور میکنن