زندگی بی عشق پر از حقارت پر از حس بدرد نخوردن پر از کمبود محبت پر از حمایت نشدن
پر از بی تکیه گاه بودن
با دوتا گوش که پر از حرفای تحقیر آمیز وتوهین شنیدن که۹۹درصدشون حقم نیست
بدنی که خارج از حد توانش داره خدمت می کنه به ادمای نالایق
فکری که پر از خیالاته پوچه
قلبی که سنگه بعضی وقتا دیگه با هیچ حرفی نمیشکنه
فلبی که به جای خون حس ناکافی بودن حس دوست نداشتن پمپاژ می کنه
این زندگی منه بنظرت ارزش زنده بودن در این زندگی هست؟