2777
2789
عنوان

مادرشوهرم 😐💔

| مشاهده متن کامل بحث + 431 بازدید | 38 پست
شوهرت میره اینارو میگه؟ خیلی از زندگیت خبرداره

نه اصلا حتی گاهی دعواهای بدی میکردیم قبلا و من حتی کار ب قرار بود ب جدایی ام بکشه شوهرم نمیگفت براشون چون همش اونجاس و خیلی نزدیکع بهمون خبر داره از همه چی

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

همون باهاش سرسنگین باششوهرت خواست تنها برهسعی کن ارامش روان خودت برات مهمتر باشه

مامانم و خواهرام میگن باهاش بد نباش نفرینت میکنه😐 نفرین چی مگه من چ گناهی کردم مثل ادم نتونم زندگی کنم خیال دارن من بزارم اونا سوارم شن 

خیلی رو مخمن خیلیییی

نه اصلا حتی گاهی دعواهای بدی میکردیم قبلا و من حتی کار ب قرار بود ب جدایی ام بکشه شوهرم نمیگفت براشو ...

به این جور آدما نباید اهمیت بدی اهمیت میدی میبینه حساسی بدتر میکنه

عوضش غذا میاره کلی خوشحال شو به به چه چه کن جلوی چشاش بیشترم خودت بخور دیگه نمیاره

شوهرت خونع مامانش میره میاد؟

اره عزیزم  ،مثلا همین دیشب زنگ زد مادر بزرگش اینا اومده بودن با اینکه اب ریزش بینی داشت شدید رفت ،یوقتا رفته تا سه روز نبوده ،به مادرش باشه مسافرتم میبرنش ،حالا الان شوهرم ماشین نداره وگرنه هر دو روز یه بار اونجا بود ،قبلا بارها تلاش کرد جدامون کنه ولی موفق نشد ،دیگه بیخیال شده،منم عادت کردم ،دوست داشتن زورکی که نیست ،برام مهم نیست از من خوشش نمیاد

به من بگو بریم قدم بزنیم تو بارون🌧 چای بخوریم ،بخندیم 💑 دراز بکشیم زیر بارون🌨 من آدمِ این طبیعتم 🌲🌳☘🍀

بهش بگو اون موقع که مجرد بود و تو خونه نبودی غذاش از کجا تامین میشد؟ ببین عزیزم مادرشوهرا حرفای بیخو ...

ارع دقیقا منم تصمیمم جدیه ک ارتباطمو کم کنم بخدا ی مدت هرشب و هر ثانیه بخدا پیشمون بود دراز میکشید سه نفری فیلم ببینیم 😐 منم سر درد میگرفتم حالم خراب میشه روانیم کرده 

به این جور آدما نباید اهمیت بدی اهمیت میدی میبینه حساسی بدتر میکنهعوضش غذا میاره کلی خوشحال شو به به ...

وای نه خوشحال بشم بخدا شبام میاد تو تخت ما میخوابه  امتحان کردم گاهی خیلی خیلی خوب بودم  تنهاس بعد میگفت شبا تو خونم میترسم  چیکار کنم کاش بیام پیش شما 😐

در صورتی ک من ک همسن بچه اونم گاهی شبا تا صب تنهام تو خونه 😑

بهش اهمیت نده باهاش رسمی خرف بزنو رفتار کن سرسنگین باش خونش زیاد نرو اومد پاشو برو آشپزخونه ب کارات ...

ارع همین کارو میکنم چون واقعا نمیکشم دیگه کلی ام پشت سرم حرف زده

شوهرم خب اون مادرشه منم زنشم ولی بهش گفتم چندباری ک مامانت برا غذا اینا دخالت میکنه بهش گفته ک این ...

خوب پس میرین از اونجا ،این یه مدتم تحمل کن ،کدوم ناراحتی و غممون موندگار بوده ،اینم میگذره صبور باش 

به من بگو بریم قدم بزنیم تو بارون🌧 چای بخوریم ،بخندیم 💑 دراز بکشیم زیر بارون🌨 من آدمِ این طبیعتم 🌲🌳☘🍀

در این که رفتارای اون بده شکی نیست اما شما هم خیلی حساسی تو مسئله غذا چند دفعه غذا رو بنداز گردنش وق ...

اونجوری کردم دیگ س نفری باید همش غذا بخوریم بعدشم سر سفره اون ب شمهرم دلوقلوه بده و واقعا بدم میاد مگه هوو چیه 😂 هر چیزی حدی داره حالا بعد مدت ها بری خونه مادرشوهرت حق داره دور شوهرت بچرخه و اینا اما نه هرشب س نفری غذا بخوریم و وقت بگذرونیم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792